چشمان بارانی ام رو به گنبد طلایی رضایت...
اشک میریزم وهردم نام زیبایت را زیر لب زمزمه میکنم
یادت هست
آنروز که می خواستم قدم به وادی آسمانیت بگذارم
اما نشد
چرا؟
شاید قلب سیاهم به پاکی این مکان مقدس ایمان نداشت
چه مهربانانه دستم را گرفتی ومرا به سوی خودت فرا خواندی
وچه مغرورانه از تو دور شدم
می خواستم بی تو باشم تا رها باشم
اما نشد
من اسیر دنیا شدم وتنها ماندم
نفهمیدم با تو بودن یعنی رها شدن
یعنی پرواز به سوی ابدیت
حال پشیمانم وحسرت بار گذشته ام مرور می کنم
آمده ام کنار پنچره ی شبنم خورده ی فولاد
همچون اهو
به دامان تو پناه آورده ام
تا واسطه ای باشی بین من وخدا
یا ضامن آهو
یا امام رضا
من خواهان دل دریایی ومحبت تو هستم
مرا دریاب
من روسیاهم...
ولادت یگانه خواهر امام رضا بر تمامی دوستداران اهل بیت عصمت مبارک . هزار و اندی سال پیش فاطمه معصومه به همراه هزاران علویین وارد ایران شدند و قضا و قدر الهی این بود که فاطمه معصومه ۱۷ روز در شهر مقدس قم بیمار شوند و در همان جا به دست دو معصوم به خاک سپرده شوند. شهر قم باید به خاطر وجود چنین بانویی به خود بنازد کسی که عالمیان چشم به شفاعت ایشان دوخته اند . داستان معروفی است که از میرزای قمی می پرسند: آیا حضرت فاطمه معصومه قمی ها را شفاعت می کنند در آن روز حیرت انگیز؟ میرزا می گوید: شفاعت شما قمی ها با من. حضرت معصومه مردم جهان را شفاعت می کند.
« همشهری تاریخ مصرف این گفا گذشته برو در راه دانش قدم بردار و چشت را خوب با ز کن
کشورهای اسلامی پس از 1400 سال چه خدمتی به بشریت کرده اند
به جز جنگ و خونریزی کار دیگری هم بلد بوده اند
این وسیله ای که استفاده میکنی(اینترنت) معجزه کفار است
بازهم دوست داری خودت را به خواب بزنی خوب بزن »
دوستان عزیز خودتون جواب بدین به خدا . مگر این آدم نمی دونه که ۱۴۰۰ ساله همین غربی ها نون کشور های اسلامی رو می خوردند. مگر نه این است که آنها حدود ۸۰۰ سال کتاب قانون ابو علی سینا افتخار اسلام و شیعه را در دانشگاه های خود تدریس کردند و همه پیشرفت های خود را مدیون ابو علی سینا ها هستند. مگه نشنیدید وقتی بو علی سینا در یافتن جواب مسئله ای راه به جایی نمی برد وضو می ساخت و به مسجد جامع شهر می رفت و به خدا و اهل بیت دست توسل می زد. من در حد و اندازه ای نیستم که بخواهم کاملا مسئله را باز کنم ولی در حد توانم سعی می کنم.
از اینکه این دوست این همه خدمت اسلام به بشریت را ندیده و نمی خواهد هم ببیند متاسفم. مگر پیغمبر اسلام حضرت محمد(ص) مردم زمان کفار را نجات نداد. از تعصبات بی جا . زنده به گور کردن دختر ها . بت پرستی. دین اسلام دین اخلاق است. با رشد اسلام بود که بو علی ها و خواجه طوسی ها رشد کردند و تمام مردم دنیا از تفکر و اختراعات آنها استفاده کردند.
۱۴۰۰ سال از دین مبین اسلام گذشته و روز به روز به جمعیت این توحید گویان عالم افزوده شده . مگر نشنیده ای اروپاییان از شدت گرویدن به دین اسلام در غرب شوک زده شده اند . بعد از این گرویدن ها بود که به خود اجازه دادند که به پیامبر اسلام توهین کنند و مقدسات مسلمانان را مسخره کنند. ولی به برکت وجود مقدس حضرت مهدی عج الله علی ظهوره راه به جایی نبردند.
ان شالله دوست عزیز آقامون سرورمون مولامون می آید و ریشه این تعدی ها و توهین ها را می خشکاند. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم من الاولین و الاخرین من الجن و الانس.

سلام:خدا را شکر که اجازه داد در ساعات و لیالی قدر امسال هم نفس بکشیم و شمیم وجودمان را با ذکر و یاد او و اهل بیت جلا دهیم . بعضی از افراد در جامعه هستند که با بیماری های فراوانی دست و پنجه نرم می کنند. در حالی که خدا هر دردی که می دهد درمان هم می دهد . درمان ما شیعه ها و حتی در فرق مختلف محبت اهل بیت است. چندی پیش کتابی خریدم با عنوان : نقش عزاداری امام حسین در شناخت و محبت اهل بیت علیهم السلام نوشته : محمد کبیر رضایی بهسودی که به مطلبی بر خوردم که برای من خیلی جالب بود:
به نظر کارشناسان : اکثر بیماری ها جنبه روحی و روانی دارد که منشاء آن ماشینی و صنعتی شدن زندگی دنیای امروز، ایجاد شکاف و فاصله عمیق بین انسان ها، و زندگی تک و تنهایی و حوصله نداشتن حضور دیگران است که در خیلی از مواقع باعث ایجاد درد سر برای دیگران و انجام جنایات و بزهکاری ها و حتی انتحار و خودکشی ها گردیده است. در چنین اوضاع و شرایط یکی از چیزهایی که این بیماری را مداوا و آرامش روحی و روانی را فراهم می کند ، محبت اهل بیت علیه السلام است. از شمار موهبت هایی که در پرتوی محبت خاندان پاک پیامبر صلی الله علیه و آله نصیب انسان دلباخته و شیدا می شود، آرامش و طمانینه دل است و این برای انسان هایی که با زندگی پر اضطراب دنیا دست و پنجه نرم می کنند و در صدد هستند که اندکی از آرامش را با قیمت و بهای گزاف و زحمت فراوان به دست آوردند، موهبتی بسیار مغتنم است.
یا جلیل ارحم عبدک الذلیل یا لطیف ارحم عبدک الضعیف

دیروز تلفنی با حاج آقا صحبت کردم و قرار شد ساعت ۸ صبح خدمت ایشان برسیم. آدرس بیت را گرفتم و خداحافظی کردم.فردا صبح نزدیک بود خواب بمونم ولی بالاخره بیدار شدم با آقای کریمی دوست عزیزم ساعت ۷:۴۵ کنار میدان امام خمینی " میدان شاه سابق" وعده کرده بودم. هر طوری بود خودم رو رسوندم به آقای کریمی و همراه هم به منزل حاج آقای دعایی که نزدیک بعثت هست رفتیم. در زدم و خود حاج آقا بدون عمامه با یک قبا به استقبال ما اومد. تا بنده و آقای کریمی را دیدند خیلی خوش حال شدند. ایشان عالمی مهمان نواز و خوش مشرب و مهربان هستند. داخل که شدیم اتاقی سمت راست بود که تخت حاج آقا و کتابخانه ایشان هم آنجا بود. من و آقای کریمی بر روی صندلی نشستیم و خود آقای دعایی بر روی تخت نشستند. بالا سر آقای دعایی پر بود از قرص های رنگارنگ که نشانی از کسالت ایشان بود. ولی با وجود کهولت سن خیلی با روحیه و مهربان و تیز بین هستند. غرض از مزاحمت ما جمع آوری خاطره های آقای دعایی درباره علمای یزد و واعظ شهیر شهید کافی بود. امروز جلسه اول بود که بسیار بسیار هم خوب بود و خاطرات منتشر نشده دسته اول را برای ما بازگو کردند.. حدود ۳ ساعت در منزل ایشان بودیم و از بیانات و خاطرات ایشان لذت بردیم. دوست عزیزم آقای کریمی به خاطر اینکه حاج آقا خسته نشوند اصرار داشت زود بریم ولی حاج آقا با لبخند و شوخی اجازه نمی دادند.در این پست قصد دارم زندگینامه ایشان را که در کتاب واعظ شهر ما چاپ شده در اختیارتون بزارم.
حجت الاسلام و المسلمین حاج سید احمد دعایی در روز جمعه ۲۷ ربیع الاول ۱۳۴۹ ق برابر با ۳۱ مرداد در محله امامزاده جعفر یزد.کوچه سنگ تراشی به دنیا آمد. در همان دوره طفولیت مادرش را که بانویی پارسا بود از دست داد وی پس از طی دوره ابتدایی در مدرسه مدیر طاهری به مدت شش سالبه تحصیل علوم دینی روی آورد و در مدرسه شفیعیه واقه در میدان خان یزد نزد حاج عبدالحسین عرب عجم. آقا سید هاشم فقیهی. شیخ محمد علی نحوی. و آخوند ملا حیدر کوچه بیوکی.صرف و نحو و مقدمات را فرا گرفت. پس از آن بخشی از سطوح را از آیت الله حاج شیخ محمود فرساد آموخت و همچنین از درس تفسر و اخلاق آیت الله حاج شیخ جلال آبت اللهی استفاده کرد.آنگاه رهسپار حوزه علمیه قم( مدرسه حجتیه) شد و ادامه سطوح را در خدمت حضرات آیات: امام موسی صدر( درس رسائل) حسینعلی منتظری (مکاسب) و محمد تقی مصباح یزدی به پایان برد. پس از دو سال به علت کسالت پدر به یزد بازگشت و سالیانی چند در درس خارج فقه شهید محراب آیت الله صدوقی شرکت جست. او از بسیاری از مراجع چون آیات عظام"سید یونس موسوی اردبیلی. سید محمد هادی میلانی. سید محسن حکیم. سید ابولقاسم خوئی. سید عبدالهادی حسینی شیرازی. سید عبدالا علی شیرازی. سید یحی مدرسی. سید محمد رضا گلپایگانی. حسین وحید خراسانی. محمد فاضل لنکرانی. سید روح الله موسوی خمینی "امام خمینی" ناصر مکارم شیرازی. آیت الله سیستانی. لطف الله صافی گلپایگانی و دیگر آیات کرام از جمله شهید صدوقی و آیت الله خاتمی اردکانی اجازاتی در زمینه امور حسبیه دریافت کرد.
حجت الاسلام دعایی از سال ۱۳۷۴ ق به اقامه جماعت وعظ و خطابه و تبلیغ دین پرداخت. ایشان به خاطر تبلیغ به اکثر شهرهای ایران از جمله آمل. تهران . سبزوار. مشهد. کاشمر. خاش. قم .زاهدان. شیراز.. و همچنین به کشورهای کویت و هند و انگلیس و امارات .... سفر های تبلیغی احکام اسلامی داشته است.
ازدواج ایشان به سال ۱۳۳۵ شمسی با خانواده یکی از روحانیون یزد بوده و دارای دو پسر به نام های سید محمد دعایی عضو هیئت مدیره واحد های آموزشی جواد الائمه و حجت الاسلام سید محمد محسن دعایی بوده که سالیانی در قم نجف و مشهد مقدس مشغول تحصیل و تدریس هستند.
ان شاالله خداوند به حاج آقای دعایی طول عمر عنایت فرماید تا یزدی های عزیز هنوز از این عالم بزرگوار نهایت استفاده را ببرند. جا داره از ایشان به خاطر زحماتی که در طول ۶۰ سال وعظ و خطابه کشیده اند تشکر کنیم و به ایشان یک خدا قوت محکم بگیم. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
طبق معمول جلسات هفتگی انصار ولایت یزد شنبه ها بعد از نماز مغرب عشا شروع میشه. همراه با مداحی آقایان مهدوی و نصیری. همچنین استاد شایق جلسه تفسیر دارند که برادران یزدی حتما از این استاد گرانقدر و بدون هیچ ادعایی استفاده کنند.
مکان: آستانه مقدسه امام زاده جعفر یزد

سلام. روزهای خوبی را در حال طی کردن و گذشتن هستیم این روزها باید هر طوری شده از خداوند و محمد و آل محمد عیدی نو رسیده یوسف زهرا را بگیریم. دوستان مواظب باشیم خدای نکرده نیمه شعبان به روز عزا برای اهل بیت تبدیل نشه . مادر من یه خوابی را برای من تعریف کرد که خیلی ناراحتم کرد. ایشان گفتند چند سال پیش خواب دیدم در نیمه شعبان یک پارچه سیاه زده بودند در خلدبرین " قبرستان یزد" و روی پارچه شهادت امام زمان را تسلیت گفته بود. من فکر می کنم بعضی از کارهای ما به منزله آزار و اذیت ائمه است. وقتی در خیابان ها در شب نیمه شعبان این نوار های ترانه پخش می کنند و یا خانم هایی که با اون حجاب زننده بیرون می روند اینها همه اش خون به دل امام زمان کردن است.. به خودم هم عرض می کنم من از همه رو سیاه ترم " سعید تو با هر گناه یک تیر به قلب حضرت مهدی فرو می کنی" خوب جا داره یادی هم از شهید نیمه شعبان حاج شیخ احمد کافی(ره) بکنیم . عالمی که آرزو می کرد در نیمه شعبان آن هم در جمعه شهید شود و این شد که در 15 شعبان معظم 57 بعد از فریضه صبح شربت شهادت را نوشید و چه مظلومانه شهید شد. شهیدی که جا داشت برای او کنگره ها و بزرگداشت ها بگیرند.ولی خوب خداونند برای او در کنار اهل بیت منزلتی را قرار داده است .به طور قطع می توان گفت شهید کافی نام مبارک امام زمان را در

دل ها و در جای جای شهرها زنده کرد. پدر های شما هنوز نوای گرم او را در مهدیه به یاد دارند که چگونه عاشقانه حضرت مهدی را صدا می زد..اقا هم بالاخره جوابش را داد و عیدی او را در نیمه شعبان شهادتش قرار داد. اگه حاج شیخ احمد کافی رو دوست داری برای شادی روحش صلوات " اللهم صل علی محمد و آل محمد"
آن که یک عمر گفت مهدی جان داد در روز نیمه شعبان جان
شاید و شاید هم نه " خبر انتشار کتاب شیرین شازده حمام را دیر گفته باشم" ولی خودم به طور اتفاقی امروز در مغازه آقای نیکو روش این کتاب رو دیدم و البته خیلی خوشحال شدم چون خیلی منتظر بودم چاپ دوم این کتاب را مطالعه کنم و برای لحظاتی به سال های ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۶ برگردم " من اون دوران وجود فیزیکی نداشته ام یهو سوء تفاهم نشه
" عرضم به حضور شما عزیزانم این کتاب مفید نوشته همشهری خودمون جناب دکتر محمد حسین پاپلی است.
استاد گنجی در روزنامه اطلاعات مورخ ۲۰ شهریور ۱۳۸۵ اینگونه دکتر پاپلی را معرفی می کند که خود دکتر پاپلی هم به خاطر این حسن ظن از ایشان در جلد دوم تشکر و قدردانی می کنند.
"دكتر محمدحسين پاپلي يزدي استاد جغرافياي دانشگاه تربيت مدرس و جغرافيدان مبرز و مدير و صاحب امتياز فصلنامه تحقيقات جغرافيا است كه پانزده سال بدون وقفه منتشر مي شود. دكتر پاپلي صرف نظر از دهها كتاب و مقاله جغرافيايي اخيراً به نوشتن داستانهاي جغرافيايي پرداخته كه آخرين آن چند هفته قبل با عنوان "خاطرات شازده حمام - گوشه اي از اوضاع اجتماعي شهر يزد دهه 40-1330" منتشر شده است.
موضوع كتاب خاطرات دوران كودكي و نوجواني او در يك محله فقيرنشين شهر يزد پنجاه سال پيش از اين و داستانهايي از فقر و فاقه هايي است كه او و هم سن و سالهايش در مكتب خانه ها و بازارها، حمامها و حسينيه ها و مساجد شهر يزد تجربه و لمس كرده اند. همان فقر و فاقه ها و خاطرات تلخ و شيرين بوده كه باعث شده است دكتر پاپلي اخيراً "بنياد انتشارات پاپي" را با هدف تامين نيازمنديهاي مادي و كتاب و حوايج آموزشي نوجوانان بي بضاعت ايجاد كرده و به ثبت رسانده است كه تاكنون هفت كتاب كوچك و بزرگ داستاني با جنبه هاي قوي علمي، ديني، ملي و فرهنگي توليد و در چارچوب اساسنامه بنياد انتشارات پاپلي منتشر ساخته است و كتاب حاضر هشتمين از آن نوع است كه بنابر آنچه در داخل جلد به چشم مي خورد، شماره 8 از گنجينه شخص خيري به نام حسين بشارت مي باشد...." و الی آخر البته استاد گنجی درباره جلد اول کتاب نکاتی را گوشزد می کنند.
این اثر را انتشارات پاپلی وابسته به پژهشکده امیر کبیر چاپ کرده و زحمت ویراستاری جلد دوم شازده حمام هم سرکار خانم باران محسنی کشیده اند.

