دانلود نوحه عازم بود به میدان ، آرام جان زینب

بگذار تا بگریم ، چون ابر در بهاران

 جسم شاه دین ، یوسف زهرا ، بی سر و عریان مانده به صحرا

خواهرم بنشین ، زینبم بنشین

ای پادشه خوبان ، داد از غم تنهایی

رسم کدام ملت است ، خواهر داغ دیده را ...

شاه سر از تن جدا ، تشنه را خدا ، منزل مبارک

این زمین با منه ، خسته چرا یار نیست

میبردم قرار دل حدیث نینوای تو

بانگ ادرک اخا ز نینوا می آید

نهاد پا در فرات خواست لبی تر کند

نیزه شکسته ها را میان خاک صحرا کنار زد زینب




موضوع :   دانلود سینه زنی هیئت های یزد ,