کاروان تجدید بیعت با رهبر فرزانه

موبایلم زنگ خورد مهدی بود، بعد از احوال پرسی مختصر بهم گفت: بچه های انصار ولایت دارند میرن تهران برای نماز جمعه که قراره آقا صحبت کنه. من هم بدون هیچ بگو مگو گفتم باشه حتما. پنجشنبه شب رفتم موسسه امام خمینی در خیابان مطهری تا حرکت کنیم.طبق معمول اتوبوس دیر تر حرکت می کنه. وقتی داخل ساختمون شدم چند تا از بچه ها رو شناختم و بعضی ها رو نه به هر ترتیبی که بود مثل یه پسر مودب! رفتم روی یکی از صندلی ها نشستم.همه خوشحال بودند و با شور و شوق خاصی داشتند آماده سفر عشق می شدند. یکی از بچه ها سربند می داد یکی پرچم...حال و هوا بسیجی همه جا رو عطر آگین کرده. قرار بود ساعت 5/8 شب حرکت کنیم ولی تا ساعت 10 داخل موسسه بودیم. بالاخره اتوبوس ها اومدند و سوار شدیم بچه ها تا سوار اتوبوس شدند عکس های آقا و احمدی نژاد رو به شیشه ها زدند. ولی یکی از راننده ها صداش در اومد که تهرون شیشه های ماشینم رو می ریزن پایین. یکی از آقایون گفت: چقدر آقا و احمدی نژاد مظلوم هستند که اجازه نداریم عکس هایشان هم به ماشین بزنیم..من خسارت شیشه ها رو میدم. آخرش راضی شد ولی باز گفت تهران همه رو باز می کنم.! ساعت حدود 1 شب بود. پلیس راه نائین به عکس ها گیر داده بود راننده هم خوشحال داشت عکس ها رو باز می کرد. همگی با سر و صدا ریختیم توی دفتر یک سرباز مافنگی نشسته بود و می گفت: تبلیغات انتخابات ممنوع!!!!! همه زدند زیر خنده. آخه مردک انتخابات تموم شده کی میگه عکس نزنیم؟؟ دلیل قانع کننده ای نیاورد. بهتره حاشیه ها رو بزارم کنار چون اگه قرار باشه همه رو بگم خیلی زیاد میشه. صبح ساعت 8 تهران بودیم بعد از اینکه صبحانه خوردیم اتوبوس ما رو برد تا نزدیک دانشگاه تهران. بلوار کشاورزی پیاده شدیم. با اینکه خسته بودیم ولی به خاطر شوق دیدار با رهبری خستگی دیگر معنایی نداشت. سربند هایی که اسم مبارک حضرت ابوالفضل رویش حک شده بود را به سر بستیم پرچم ایران هم به دوش گرفیم و سراسیمه به سمت دانشگاه تهران حرکت کردیم. حدود 100 نفر بودیم. فکر می کریدم کسی داخل دانشگاه نباشه ولی وقتی وارد خیابان اصلی شدیم دیدیم نه از این خبرا نیست از همین ساعت های اولیه صبح مردم تجمع کرده بودند. بعد از بازرسی سفت و سخت بالاخره وارد محوطه نماز جمعه شدیم ساعت 9 صبح بود و تقریبا 90% دانشگاه پر بود از جمعیت. واقعا شلوغ بود مثل اینکه می خواست پر جمعیت ترین نماز جمعه تاریخ ایران رقم بخورد. ساعت 12 ظهر حاج محمد رضا طاهری مداحی کردند و ذکر توسلی به حضرت زهرا داشتند.لحظه نورانی دیدار با رهبر فرزانه نزدیک بود حدود ساعت 12:40 بود که معظم له و رهبر عظیم انقلاب وارد جایگاه شدند.مردم سر از پای نمی شناختند و با فریادهای دشمن شکن خود از رهبر استقبال می کردند. " ای رهبر آزاده آماده ایم آماده"ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند" این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده" این ها جملاتی بود که ملت ولایتی ایران از اعماق وجود سر می دادند. از این که موفق شده بودم در این اجتماع بزرگ شرکت کنم خیلی خوشحال بودم و خاطره فراموش نشدنی برایم رقم خورد و برای اولین بار در نماز جمعه به رهبرم اقتدا کردم..این روز تاریخی را هیچ وقت فراموش نمی کنم. دیروز رهبرم با مردمی صحبت کرد که دوستدار ولایت هستند و دیگر لازم نیست رهبر ما مانند حضرت علی سر به چاه کند و با چاه درد دل کند و اشک هایش را داخل چاه بریزد الحمدالله در این دوران اقتدار با این که 30 سال از انقلاب شکوهمند جمهوری اسلامی گذشته اما مردم حاضرند هر کاری را برای رهبر عزیزمون انجام بدهند" از او به یک اشاره است و از عاشقان سینه سرخ به سر دویدن.