خدایا
از اینکه انسانی نیستم که خودم می خواستم از خدا شرمنده ام ، هر چه انسان در مادیات غرق بشه از معنویت دورتر میشه ، خدایا رو سیاهم ، من تا حالا نتونستم حق خلیفه اللهی رو ادا کنم ، این بار سنگین رو اگر خودت به من کمک نکنی به منزل نمیریسه ، داشتم به گذر عمر فکر می کردم انگار دیروز بود که تازه داشتم وارد جامعه می شدم ، جامعه ای که فکر نمی کردم اینقدر سخت دل باشه ، ۱۰ سال از اون روزهای ۱۲ سالگی میگذره ، این ده سال برای من به اندازه ۱ سال گذشت ، جای تعجبی نیست ، چون وقتی پای صحبت های خوب برخی از سالخوردگان مینشینی ، میگن به اندازه چشم به هم زدن این عمر گذشت ، این قافله عمر عجب می گذرد
خدا
من دارم کم میارم ، ولی توفیق بده دستورات خودت را که در قرآن نازل فرمودی رو عملی کنم
واستعینوا بالصبر و الصلاه و انها لکبیره الا علی الخاشعین ۴۵ بقره
از صبر و نماز کمک و یاری جویید و این کار سختی است مگر برای فروتنان ، خدا خودت این خشوع رو به من هدیه بده ، می دونم باید از طرف من حرکت باشه ولی من بدون شما یک قدم هم نمی تونم بردارم ، یا الله یا رحمن یا رحیم ، یا مقلب القلوب ، ثبت قلبی علی دینک ، خدا من این دعا رو همیشه در پیشگاه اقدس شما می خوانم ولی می دانم در دینم ثابت قدم نیستم ، با کمی وزش باد های مادی به هر سو کشیده میشم ...
ربنا واغفر لنا ذنوبنا...
+ نوشته شده در جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۹۰ ساعت توسط سالار
|